ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
722
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
چون قرقماش درگذشت محمود استاد الدار نخستين خود را به اين مقام برگزيد و سوابق خدمت او و رنجهايى را كه به خاطر او تحمل كرده بود پاس داشت . امور دولت خويش منتظم ساخت سپس به شام پرداخت و آن را از دستاندازى و فساد دشمن ايمن گردانيد . و اللّه تعالى اعلم . ولايت طنبغا چوپانى بر دمشق و گرفتن او دمشق را از منطاش سپس هزيمت و كشته شدن او و ولايت الناصرى به جاى او چون سلطان برقوق در قاهره بر تخت پادشاهى استقرار يافت و امور دولت خويش به انتظام آورد ، نظر خود به جانب شام گردانيد و براى دفع دشمن به بسيج سپاه پرداخت . امير چوپانى را نيابت دمشق داد و سپهسالارى لشكر و الناصرى را امارت حلب زيرا با كمشبغا عهد كرده بود كه اتابكى مصر را به او دهد . قرادمرداش را به طرابلس فرستاد و مأمور القلمطاوى [ 1 ] را به حماة . چون امراى شام معلوم شدند همه را فرمان بسيج داد و لشكريان را براى پيوستن به صفوف خود فراخواند . اين سپاه در هشتم جمادى الاولاى سال 792 در حركت آمد . منطاش به نهايت مىكوشيد تا امرا و سپاهيانش از آنچه در مصر مىگذرد آگاه نگردند ولى اخبار مصر پىدرپى مىرسيد و همه از آن آگاه شدند و دلها به سلطان برقوق كشيده شد در اثناء اين احوال منطاش امير تمارتمر را به حلب فرستاد . مردم بانقوسا [ 2 ] بر تمارتمر گرد آمدند و كمبشغا الحموى را قريب به پنج ماه در قلعه محاصره كردند و محاصره را سخت كردند و در قلعه را و پل را آتش زدند و از سه جاى در قلعه نقب زدند قتال ميان دو طرف بر در يكى از نقبها به مدت دو ماه حتى در نور شمعها ادامه داشت ، زيرا نقب تاريك بود و شب از روز پديد نبود . تا كمشبغا پيروز شد . منطاش لشكرى به طرابلس گسيل داشت . سردار اين سپاه پسر يماز التركمانى بود . اينان طرابلس را محاصره كردند و آن را از اسندمر حاجب بستدند . اسندمر در آنجا به الملك الظاهر برقوق دعوت مىكرد . چون طرابلس را گرفت ، قشتمر الاشرفى را به امارت آن گماشت . سپس لشكر به بعلبك فرستاد اين لشكر به سردارى محمد بن اسندمر بود با جمعى از خويشاوندانش و لشكريانش . منطاش پس از آن قشتمر الاشرفى نايب طرابلس را فرمان داد كه به محاصرهء صفد رود . او نيز برفت . لشكرى از صفد به دفاع بيرون آمد و لشكر منطاش را درهم شكست . بار ديگر لشكرى به سردارى ابقا الصفدى كه از بزرگان دولتش بود گسيل داشت . شمار سپاهيان
--> [ ( 1 ) ] متن : مأمون القلمطاى . [ ( 2 ) ] متن : كانفوسا .